یادداشت

سایه بلند برج‌ها بر روابط کوتاه همسایگی

شهرهای امروز بیش از آنکه برای زیستن طراحی شوند، به سمت اسکان انبوه و ساخت‌وساز عمودی پیش می‌روند؛ روندی که به باور کارشناسان، می‌تواند پیوندهای اجتماعی را سست کند.
شهرهای معاصر بیش از هر زمان دیگری در مسیر عمودی‌سازی و توسعه فیزیکی شتاب گرفته‌اند؛ مسیری که اگرچه پاسخی به نیازهای جمعیتی و اقتصادی است، اما همزمان پرسش‌هایی جدی درباره کیفیت روابط انسانی و زیست اجتماعی در فضاهای شهری ایجاد کرده است.
در همین راستا، دکتر مریم بیرانوندزاده، پژوهشگر جهاد دانشگاهی لرستان، در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به موضوع تأثیر گسترش آسمان‌خراش‌ها و معماری عمودی بر کاهش تعاملات انسانی و ضرورت بازگشت به مقیاس انسانی در شهرسازی پرداخته است که متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانیم؛
شهرهای امروزی با شتابی وصف‌ناپذیر به سمت آسمان رشد می‌کنند. برج‌های بلند، آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای و مجتمع‌های مسکونیِ طبقاتی، هر روز بخش بیشتری از افق کلانشهرها را می‌پوشانند. فشار جمعیتی، کمبود زمین و اقتصادِ ارتفاع، این الگوی عمودی‌سازی را به گزینه‌ای اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرده است. اما پرسش اینجاست: در این مسیر شتاب‌زده، چه بر سرِ «انسان» و رابطه او با همنوعانش آمده است؟ آیا معماریِ امروز، شهر را برای زیستن ساخته یا صرفاً برای سکونتِ انبوه؟
کارشناسان بر این باورند که برای گریز از این چرخه معیوب، نیاز به بازنگریِ اساسی در رویکردهای شهرسازی داریم. معماری و برنامه‌ریزیِ شهری باید به جای افتراق و جدایی، در پیِ افزایش تعاملات اجتماعی و همبستگی انسانی باشد. این به معنای:
طراحیِ مجتمع‌های مسکونی با فضاهای اشتراکیِ جذاب (نه صرفاً راهرو و آسانسور)
احیایِ پیاده‌روها، میدان‌ها و خیابان‌های آرام به عنوان اتاقِ نشیمنِ شهر
کاهشِ سهمِ خودرو و افزایشِ سهمِ حضورِ انسانی در طراحیِ معابر
توجه به مقیاسِ انسانی در ارتفاع‌گذاری و جلوگیری از ایجادِ فضاهای هراس‌آور و غیرقابلِ کنترل
آسمان‌خراش‌ها نمادِ پیشرفت‌اند؛ اما این نماد، اگر به بهایِ ازدست‌رفتنِ روابطِ انسانی قد علم کند، ارزشِ خود را از دست می‌دهد. شهرِ فردا، اگر به دنبالِ زیستن است، نه فقط سکونت، باید میانِ آسمان‌خراش‌ها و گفت‌وگوهای انسانی پلی بسازد.
ارتفاع نباید به قیمتِ فاصله تمام شود. مدرنیته اگر قرار است انسانی باشد، دیوارها را کوتاه می‌کند، نه بلند. شهری که در آن همسایه‌ها همدیگر را می‌شناسند، کودکان در کوچه‌ها بازی می‌کنند و سالمندان بر نیمکت‌های عمومی می‌نشینند، شهری است که معماری در آن نه بر سنگ و شیشه، که بر «ارتباط» استوار شده است. بازطراحیِ شهرها با نگاه به انسان، نه یک انتخابِ لوکس، که یک ضرورتِ انکارناپذیرِ زیستی است.