یادداشت

الزامات راهبردی در دفاع مشروع؛ ضرورت بازدارندگی مقتدرانه و انسجام ملی

مواجهه با تهدیداتِ چندلایه دشمن، بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ هم‌افزاییِ میدان و دیپلماسی و عبور از اختلافات جناحی است. وقتی پای امنیت و ناموسِ ملی در میان است، «وحدت» نه یک توصیه اخلاقی، که یک «استراتژی دفاعی» است.
در شرایطی که تحولات منطقه‌ای و تنش‌های سیاسی ـ امنیتی با حساسیت فراوان دنبال می‌شود، بررسی دیدگاه‌های مختلف درباره نحوه مواجهه با بحران، برای افکار عمومی و نخبگان اهمیت ویژه‌ای دارد. در چنین فضایی، برخی تحلیلگران بر ضرورت حفظ انسجام داخلی، بازخوانی اصول سیاست خارجی و تبیین راهبردهای بازدارنده تأکید می‌کنند.
شکرالله کهزادی در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده، به بررسی ابعاد این موضوع و الزامات سیاسی، اجتماعی و راهبردی آن از منظر خود پرداخته است. در ادامه، متن این یادداشت را می‌خوانید.
جهان و پیروان تمامی ادیان باید بدانند که اسلام و آموزه‌های ناب تشیع، هرگز آغازگر هیچ جنگی در تاریخ نبوده و نخواهد بود. منطق اسلام، دعوت به یکتاپرستی و پایبندی به والاترین ارزش‌های اخلاقی است. با این حال، در دکترین نظامیِ برخاسته از این مکتب، زمانی که «ام‌القرای جهان اسلام» و حرم آزادگانِ عالم مورد تعرض قرار گیرد، قواعد بازی تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، دستورات جنگی ویژه‌ای حاکم است که بر پایه «اقدام متقابل» استوار شده؛ چنان‌که طبق فرمایش مقام معظم رهبری، پاسخ ما دقیقاً در همان سطحی خواهد بود که دشمن تهاجم را آغاز کرده است.
اما در این مقطع حساس که برخی آن را نبردی حیثیتی و سرنوشت‌ساز می‌دانند، باید فراتر از کلیات، به تدابیر عملیاتی متناسب با تحرکات دشمن اندیشید. طراحان نظامی، با بهره‌گیری از مشاوران سیاسیِ اهل جهاد، باید گلوگاه‌های جبهه دشمن را هدف قرار دهند. در این نوع رویارویی، هرآنچه برای کشورهای مبدأ تجاوز اهمیت حیاتی دارد، باید بی‌رحمانه و با تمام توان، زیر ضربه برود؛ از زیرساخت‌های اقتصادی، مواصلاتی و مراکز انرژی گرفته تا پایگاه‌های دشمن در کشورهای حامی. هرچه برد موشک‌ها و پهپادهای ما می‌رسد، باید بدون مماشات هدف قرار گیرد، چرا که در این جنگ، دشمنِ متجاوز برای انتقال تجهیزات خود نیازمند همین زیرساخت‌هاست و کوتاهی در انهدام آن‌ها، فرصت‌سوزی است. در چنین فضایی که با جریان‌های غیرپایبند به اصول انسانی (مانند تربیت‌شدگانِ مکاتب انحرافی) روبرو هستیم، قواعد متعارف اخلاقیِ جنگی رنگ می‌بازند و اولویت اصلی، «خدعه، نیرنگ و ضربه قاطع» است.
در سطح داخلی، این شرایط نیازمند هوشمندی مضاعف است. اولاً، تا رسیدن به وضعیت ثبات، فرآیند مذاکرات باید تعلیق گردد و وزارت امور خارجه با تکیه بر اصول «عزت، حکمت و مصلحت»، صرفاً به تبیینِ جایگاه اقتدار نیروهای مسلح برای جامعه جهانی بپردازد. ثانیاً، جناح‌های سیاسی و حامیان آن‌ها باید از هرگونه التهاب‌آفرینی، نیش و کنایه و تسویه حساب‌های جناحی پرهیز کنند. دشمن، دشمنِ مشترک است و مرزهای فکری و حزبی را نمی‌شناسد؛ او «ایران» را هدف گرفته است. بنابراین، نباید در زمینِ «لیبی‌سازی» یا «سوریه‌سازی» دشمن بازی کرد.
در پایان، خطاب به اصحاب قلم، رسانه‌ها و تریبون‌داران؛ وقت، وقتِ جنگ است. زمانِ حمایت از رزمندگانِ اسلام و نواختنِ مارش پیروزی است. امروز باید روح حماسی را در کالبد جامعه دمید و بر طبلِ «شاهنامه واقعیِ ایرانیان» کوبید. اکنون زمان پرداختن به شهادت و ایستادگی است؛ چرا که اگر خدای ناکرده وحدت و انسجام ملی را هدف قرار دهیم، در پیشگاه تاریخ مسئول خواهیم بود. در این شرایط، آزادسازی اموال بلوکه شده، حفظ مقتدرانه تنگه هرمز و شکستن محاصره دریایی با تکیه بر آیه شریفه «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَهٌ» (و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای باقی نماند)، دستور کار اصلی ماست. وعده الهی حق است و ان‌شاءالله پیروزی نهایی، از آنِ مجاهدان راه حق خواهد بود.