یادداشت

وقتی هیمنه ابرقدرت فرو می‌ریزد؛ جنایت، آخرین پناهگاه دشمن

آن‌گاه که یک قدرت، نفوذ و اعتبار سیاسی خود را از دست می‌دهد، برای بازسازی هیمنه فروریخته، به بحران‌آفرینی و هدف قرار دادن غیرنظامیان روی می‌آورد.
در روزگاری که چهره واقعی مدعیان حقوق بشر بیش از هر زمان دیگری آشکار شده، بازخوانی ابعاد جنایت، سلطه‌طلبی و ماهیت افسارگسیخته دشمن، ضرورتی انکارناپذیر است. امروز بیش از همیشه، فهم دقیق صحنه نبرد و تبیین الزامات ایستادگی، وحدت و بازدارندگی، در شمار مهم‌ترین نیازهای جبهه حق قرار دارد.
در این راستا، شکرالله کهزادی در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به موضوع ماهیت جنایت‌پیشه و انتحاری دشمن و الزامات وحدت و اقتدار در برابر آن پرداخته است.
آن‌که بقای ابرقدرتی خود را در خودزنی و بحران‌آفرینی می‌بیند، و سال‌ها با غرش یک ناو، حکومت‌ها را جابه‌جا کرده است، اکنون که غرورش شکسته و هیبتش فروریخته، به اقدامات انتحاری روی آورده است. وقتی ارزش و وزن سیاسی یک قدرت از بین برود، دشمن برای احیای هیمنه ازدست‌رفته خود، دست به جنایت می‌زند.
امروز دشمن، سیلوی گندم را هدف قرار می‌دهد، انبار آرد را تخریب می‌کند، پمپاژ آب کشاورزی را مورد هجوم قرار می‌دهد، نگهبانان محیط زیست را می‌زند، بیمارستان‌ها و شبکه‌های بهداشتی کودکان را مورد حمله قرار می‌دهد و مدرسه‌ای با ۱۶۸ دانش‌آموز را بمباران می‌کند. به ناو تشریفاتی و غیرمسلح دنا که برای رژه به هند اعزام شده نیز حمله می‌کند. ترور غیرنظامیان، نسل‌کشی و کودک‌کشی را در دستور کار قرار می‌دهد و از هیچ معیار اخلاقی، انسانی و حقوقی پیروی نمی‌کند.
چنین دشمنی را باید دشمنی انتحاری، جانی و جنایت‌کار نامید؛ دشمنی که مصداق آن، آمریکای ظالم و رژیم صهیونیستی کودک‌کش و غاصب است. آنان با موشک‌ها و بمب‌های غیرمتعارف حمله می‌کنند، به هیچ اصل اخلاقی و حقوق بشری پایبند نیستند و جز زبان قدرت، چیزی را نمی‌فهمند.
در چنین شرایطی، مسئولان سیاسی، امنیتی و نظامی کشور باید چند مؤلفه مهم را با جدیت در نظر داشته باشند:
 ۱. وحدت در تصمیم و اقدام
امروز زمان اختلاف، تسویه‌حساب و دامن زدن به شکاف‌ها نیست. همه ارکان کشور باید با تمام ظرفیت، با وحدت نظر و اقدام عملی در برابر دشمن بایستند.
 ۲. استفاده از همه ظرفیت‌های بازدارنده
باید از همه برگ‌های برنده و ظرفیت‌های راهبردی که تحلیل‌گران سیاسی و نظامی مطرح می‌کنند، برای مهار دشمن و دفاع از منافع ملی استفاده شود. دشمن باید بداند تجاوز، بی‌هزینه نخواهد بود.
۳. بازخوانی الزامات قدرت در شرایط جدید
دشمن ما بی‌رحم است؛ به کوچک و بزرگ رحم نمی‌کند و نسل‌کشی و کودک‌کشی در خوی استکباری او نهفته است. در برابر چنین دشمنی، ساده‌اندیشی و دل بستن به شعارهای فریبنده، راه به جایی نمی‌برد. عقلای قوم باید در پی تقویت اهرم‌های قدرت و بازدارندگی باشند.
۴. پرهیز از اختلاف و دوگانگی داخلی
اهل سیاست، صاحبان تریبون، خطبا، فعالان رسانه‌ای و همه دلسوزان نظام باید بدانند که اکنون زمان اختلاف و رقابت‌های جناحی نیست. شرایط، شرایط جنگی و پیچیده است و هر غفلت یا دامن زدن به تفرقه، خسارتی جبران‌ناپذیر به همراه خواهد داشت.
امروز رمز عبور ملت ایران از این پیچ تاریخی، وحدت کلمه، انسجام ملی، پشتیبانی از نیروهای نظامی و تبعیت از رهبری است. با تمسک به ریسمان الهی، توسل به فرهنگ عاشورا و حفظ همبستگی ملی، می‌توان بر توطئه‌های دشمن غلبه کرد و آینده‌ای عزتمندانه را رقم زد.