یادداشت

نماز عشق؛ از کربلا تا میعادگاه تاریخ

کربلا نه فقط یک جغرافیا، که مسیری برای اقامه عدل است؛ مسیری که با خون شهدای انقلاب و دفاع مقدس آبیاری شد تا ثابت کند «عاشورا» یک فرهنگ برای بقای شرافت است.
تاریخ، همواره صحنه تقابل حق و باطل بوده است، اما در این میان، برخی لحظات چنان در بستر زمان ریشه می‌دوانند که به الگویی ابدی برای زیستن عزتمندانه تبدیل می‌شوند. واقعه عاشورا و به‌ویژه «نماز ظهر خونین کربلا»، فراتر از یک آیین مذهبی، مانیفستِ آزادگی و ایستادگی در برابر ظلم است؛ شعله‌ای که از نینوا برافروخته شد و در طول قرن‌ها، جان‌های تشنه‌ عدالت را در سراسر جهان، به‌ویژه در میهن ما ایران، گرم و بیدار نگاه داشته است. این پیوندِ ناگسستنی میان حماسه حسینی و غیرت ایرانی، مسیری را ترسیم کرده که از کربلا آغاز شده و از سنگرهای دفاع مقدس تا امروز تداوم یافته است.
در همین راستا، فرحزاد جهانگیری در یادداشتی با عنوان «نماز عشق؛ از کربلا تا میعادگاهِ تاریخ» به بررسی ابعاد معرفتی این پیوند و استمرار روح عاشورایی در تاریخ معاصر پرداخته است:
«نماز ظهر عاشورا» تنها یک فریضه دینی نبود؛ آن‌گاه که حسین(ع) در میانه تیربارانِ دشمن، قامت به نماز بست، «نماز عشق» را معنا کرد. این نماز، نه ایستادنِ محض در برابر پروردگار، که تجسم عینی ایمان بود؛ ایستادن در برابر تمامِ کفر، در حالی که خون، حقیقتِ محضِ آن لحظه بود. کربلا از آن لحظه به بعد، نه فقط یک جغرافیا، که یک «مسیر» شد؛ مسیری که هرکه در آن گام نهاد، به دنبال اقامه عدل و حقیقت بود.
این خون، در رگ‌های تاریخ جاری ماند تا در سال‌های دورتر، در سرزمینی دیگر، شکوفه دهد. وقتی از «امام شهید ایران» سخن می‌گوییم، از مردی می‌گوییم که با تأسی به همان نماز عاشورا، ملتی را به قیام فراخواند. او نه تنها یک رهبر سیاسی، که روضه‌خوانی بود که «نهضت حسینی» را از پستوی روضه‌ها به میدان مبارزه آورد و به مردم آموخت که «عاشورا، یک فرهنگ و یک استراتژی برای بقای شرافت است».
این پیوند عاشورایی، در روزهای سخت جنگ تحمیلی اول، دوم و سوم به اوج خود رسید. شهدای دفاع مقدس، همان نمازگزاران ظهر عاشورا بودند که با لب‌های تشنه و پیشانی‌های خونی، نماز عشق را دوباره روایت کردند. آن‌ها زنان و مردان و کودکانی بودند که زیر آتشِ دشمن، پای اعتقادشان ایستادند. کودکانی که در گهواره پرپر شدند و زنانی که در قامت زینب‌وار، داغِ فرزندانشان را به حماسه تبدیل کردند؛ همه‌ی این‌ها، قطعاتِ پازلی بزرگ بودند که می‌گفتند: «ما نمی‌گذاریم تاریخِ کربلا تکرار شود و حسین زمان دوباره تنها بماند.»
امروز، خون‌خواهی این شهیدان و امامِ شهید، فراتر از یک شعار است. خون‌خواهی، یعنی زنده نگاه داشتن روحِ قیام؛ یعنی دادخواهی در برابر هر آن‌چه حق‌کشی است. مردم ایران، وارثان داغی هستند که هیچ‌گاه سرد نمی‌شود. خون‌خواهی شهدای انقلاب در عهد ما، یعنی ایستادنِ بی‌تزلزل بر سر آرمان‌های عدالت‌خواهانه و آزادگی.
ما هنوز به همان نماز ایستاده‌ایم؛ نمازی که در کربلا آغاز شد و در جبهه‌های جنگ به اوج رسید و اکنون در مسیرِ دادخواهی و ایستادگی این مردم جاری است. این، نماز عشق است؛ عشقی که به ما آموخت، هیچ سحری، هیچ شبی، هرچقدر هم تاریک، بر سپیده دمِ پیروزی حق غلبه نخواهد کرد.