یادداشت

مرگ مشکوک سناتور جنگ‌طلب؛ وقتی آرزوی نابودی ایران به گور می‌رود

مرگ لیندسی گراهام، سناتور شناخته‌شده آمریکایی و از چهره‌های تندرو ضدایرانی، برای افکار عمومی ایران بیش از آنکه صرفاً پایان زندگی یک سیاستمدار باشد، پایان حیات یکی از طراحان فشار، تحریم و تهدید علیه ملت ایران تلقی می‌شود؛ چهره‌ای که نامش در سال‌های اخیر با مداخله‌جویی، جنگ‌طلبی و حمایت از اقدامات خصمانه علیه جمهوری اسلامی گره خورده بود.
با افزایش تنش‌های ژئوپلیتیک و حضور چهره‌های تندرو در کنگره آمریکا، اخبار مربوط به سلامت یا مرگ ناگهانی سیاستمداران کلیدی واشنگتن، همواره بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی دارد. لیندسی گراهام، یکی از اصلی‌ترین مهره‌های تندرو در سیاست‌های ضد ایرانی و از حامیان اصلی مداخلات نظامی علیه جمهوری اسلامی، اکنون در کانون بحث‌ها قرار گرفته است. این مرگ که در میان تحلیلگران، فراتر از یک اتفاق ساده تلقی می‌شود، می‌تواند نشانه‌ای از تغییرات در معادلات قدرت منطقه باشد.
در این راستا، شکرالله کهزادی در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به بررسی ابعاد این واقعه و پیوند آن با آلام مردم ایران می‌پردازد که متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانیم؛
«مرگ گراهام تنها یک تسکین است»؛ تسکینی بر آلام بی‌پایان مادران شهدای مدرسه میناب. مرگ این سناتورِ غرق در کینه، پایان زندگی مردی بود که تمام قد به نابودی ایران چشم دوخته بود، اما سرانجام با «تیر غیب» به درک واصل شد و آرزوی زوال ملت ایران را با خود به گور برد.
لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه و هم‌مسلک ترامپ و نتانیاهو در جنگ‌طلبی، به معنای واقعی کلمه یک «سیاستمدار جانی» بود. او که در ترازوی انسانیت، حتی با بند کفش یکی از ۱۶۸ دانش‌آموز شهید مینابی قابل قیاس نبود، در دخالت‌گری و طراحی نقشه‌های شوم علیه ایران شهره بود.او در اغتشاشات دی‌ماه گذشته، با موضع‌گیری‌های رادیکال و ضدانسانی، خواستار «موج عظیم حملات نظامی، سایبری و روانی» علیه جمهوری اسلامی ایران شد تا مثلاً به زعم خود، شعار «کمک در راه استِ» ترامپ را محقق کند؛ آرزویی که هرگز رنگ واقعیت به خود ندید. گراهام که بارها پیشنهاد بمباران تاسیسات نفتی و پالایشگاه‌های ایران را برای فلج کردن اقتصاد کشورمان روی میز گذاشته بود، طراح اصلی لوایح ظالمانه تحریمی علیه شرکت‌های طرف معامله با ایران بود.
امروز که او به درک واصل شده، ربع پهلوی نیز داغدارِ یکی از بزرگترین حامیان خود شده است؛ شاید رضا پهلوی هم از این مرگ مشکوک، بیش از هر زمان دیگری برای آینده خود هراسان شده باشد. شاید گراهام از شدت خشم و غصه، عظمت تشییع قائد شهید امت اسلامی را تاب نیاورد و قلبش از این همه اقتدار ایستاد؛ درست مثل آن «سگ زرد» (ترامپ) که از شدت عصبانیت و ناتوانی در برابر ملت ایران، در حال تولید محتوا برای نتانیاهو است.
هرکه بانی این مرگ باشد – حتی اگر سازمان موساد برای حذف مهره‌های سوخته خود دست‌به‌کار شده باشد – اصلِ این اتفاق، خبری مسرت‌بخش است. یکی از اعضای لیست دشمنانِ ملت ایران، به هر شکل ممکن به سزای اعمال خود رسید.