یادداشت

خرم‌آباد و چالش شهرهای مردانه؛ روایتی از نابرابری پنهان در فضاهای شهری

شهرها تنها مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیستند، بلکه بازتابی از روابط قدرت و الگوهای تصمیم‌گیری در جامعه‌اند؛ الگوهایی که گاه به‌صورت ناپیدا حضور و امنیت زنان را در فضاهای شهری محدود می‌کنند. مسئله «شهرهای مردانه» به همین نابرابری پنهان در طراحی و مدیریت شهری اشاره دارد؛ نابرابری‌ای که نه‌تنها زنان، بلکه سالمندان و افراد دارای معلولیت را نیز با چالش‌های جدی در استفاده از شهر مواجه می‌کند.
در سال‌های اخیر، بحث عدالت فضایی و حق برابر شهروندان برای بهره‌مندی از امکانات شهری، به یکی از مهم‌ترین موضوعات در حوزه جامعه‌شناسی شهری و مدیریت شهر تبدیل شده است. شهرها تنها مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و فضاهای عمومی نیستند، بلکه بازتابی از مناسبات اجتماعی، فرهنگی و ساختارهای تصمیم‌گیری‌اند؛ ساختارهایی که گاه به‌صورت پنهان، برخی گروه‌ها از جمله زنان، سالمندان و افراد دارای معلولیت را از حضور امن، فعال و برابر در شهر محروم می‌کنند.
از این منظر، بررسی میزان زن‌دوست بودن شهرها و توجه به تجربه زیسته زنان در طراحی و اداره فضاهای شهری، ضرورتی انکارناپذیر برای دستیابی به شهری عادلانه، ایمن و فراگیر است.
در این راستا، دکتر مریم بیرانوندزاده، دانش آموخته برنامه‌ریزی شهری و پژوهشگر جهاد دانشگاهی لرستان در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی «زاگرس تبیین» قرار داده، به بررسی موضوع «شهرهای مردانه؛ روایتی از نابرابری پنهان» پرداخته است.
از منظر جامعه‌شناسی شهری و برنامه‌ریزی فضایی، شهرها نه‌تنها بسترهای کالبدی، بلکه نظام‌هایی اجتماعی-سیاسی هستند که روابط قدرت را در خود بازتولید می‌کنند. نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی شهری عنوان کرده‌اند که طراحی شهری غالباً مبتنی بر «انسان معیار» – یعنی مردی تنومند، بدون معلولیت و با الگوی تردد خطی شکل گرفته است.
این رویکرد، که از آن به «سوگیری جنسیتی در طراحی محیط»یاد می‌شود، موجب طرد نظام‌مند گروه‌های غیرمسلط از فضای شهری می‌گردد. «شهرهای مردانه» روایتی از نابرابری‌ای پنهان اما ریشه‌دار است که در ساختار فیزیکی، اجتماعی و نهادی شهرها تنیده شده است.
این نابرابری نه فقط زنان، بلکه همه افراد دارای معلولیت و سالمندان را به حاشیه می‌راند. زنان در فرآیند تصمیم‌گیری‌های کلان، شهری نامرئی هستند. این نابرابری در مشارکت اقتصادی نیز بازتاب دارد. تغییر این وضعیت، نیازمند بازاندیشی بنیادین در نحوه برنامه‌ریزی و اداره شهرها و طراحی شهری جنسیت‌آگاهانه است؛ رویکردی که بر اساس تجربه زیسته زنان شکل بگیرد تا فضای شهری به مکانی امن، عادلانه و در دسترس برای همه شهروندان تبدیل شود.
خرم‌آباد، شهری با قدمت تاریخی و ظرفیت‌های فراوان گردشگری، هنوز تا تبدیل شدن به شهری دوستدار زنان فاصله زیادی دارد. روایت نابرابری پنهان در فضاهای شهری این شهر، همچنان ادامه دارد.
تحقق «شهر دوستدار زنان» در خرم‌آباد، نیازمند عزمی جدی‌تر از سوی مدیران شهری و مشارکت فعال بانوان در تمامی سطوح تصمیم‌گیری است.