یادداشت

فضای عمومی؛ قلب تپنده شهر یا معبری برای عبور

شهر، فقط خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ شهر در میدان‌ها، پیاده‌روها، پارک‌ها و فضاهایی معنا پیدا می‌کند که مردم در آن مکث می‌کنند، یکدیگر را می‌بینند و تجربه‌ای مشترک از زندگی می‌سازند. اما غلبه نگاه ترافیک‌محور و کم‌رنگ‌شدن کیفیت فضاهای جمعی، بسیاری از شهرها را به مجموعه‌ای از مسیرهای بی‌هویت برای عبور خودروها و عابران تبدیل کرده است.
فضای عمومی، تنها مجموعه‌ای از خیابان‌ها، میدان‌ها و پارک‌ها نیست؛ بلکه عرصه‌ای برای دیده‌شدن شهروندان، شکل‌گیری گفت‌وگو، تقویت تعلق محله‌ای و تجربه زندگی جمعی است. با این حال، گسترش نگاه خودرو‌محور و کم‌توجهی به نیازهای انسانی در طراحی شهرها، بسیاری از این فضاها را از کارکرد اصلی خود دور کرده و به مسیرهایی صرفاً برای عبور تبدیل کرده است. در این راستا، دکتر حکمت امیری، استادیار گروه شهرسازی دانشگاه لرستان، در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به موضوع «فضای عمومی؛ قلب تپنده شهر یا معبری برای عبور» پرداخته و ضرورت بازنگری در کیفیت، هویت و کارکرد اجتماعی فضاهای جمعی شهری را بررسی کرده است. که متن این یادداشت در ادامه آمده است؛
فضای عمومی شهری، فارغ از تعاریف کالبدی، بستری برای زیست جمعی، تعاملات اجتماعی، هویت بخشی و دموکراسی شهری است. اما آنچه امروز در بسیاری از کلان شهرهای ایران مشاهده میشود، تقلیل این فضاها به «محوطه های عبوری» یا «مکانهایی برای تردد » است. این پرسش اساسی مطرح می شود که آیا فضای عمومی هنوز قلب تپنده شهر محسوب میشود یا به حاشیه ای برای گذر بی هدف و بی هویت بدل شده است؟
فضای عمومی؛ فراتر از کالبد
از منظر نظریه پردازانی چون «یان گل»، فضای عمومی موفق، فضایی است که مردم را به ماندن، نشستن، گفت وگو و تعامل دعوت کند، نه صرفاً عبور از آن. آمارها نشان میدهد که در طراحی شهری معاصر ایران، سهم فضاهای مکث، نشیمن گاه های شهری و مکانهای تجمع محلی به شدت کاهش یافته و به جای آن، میدانها و خیابانها به “شبکه های ترافیکی” تبدیل شده اند. این رویکرد، کیفیت زندگی شهری را به مخاطره انداخته و انزوای اجتماعی را تشدید کرده است.
بُعد اجتماعی؛ گسست پیوندهای همسایگی
مطالعات نشان می دهد که کاهش کیفیت فضاهای عمومی، ارتباط مستقیمی با کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش احساس ناامنی و بی انگیزگی شهروندان دارد. فضای عمومی که روزگاری بستری برای شکل گیری خاطرات جمعی و هویت محله بود، امروز به فضایی بی هویت و فاقد جذابیت برای تعاملات انسانی تبدیل شده است. از سوی دیگر، تبدیل پیاده روها به پارکینگ های غیرمجاز، حذف مبلمان شهری مناسب و نادیده گرفتن نیازهای اقشار مختلف (سالمندان، کودکان و معلولین)، این فضاها را از کارکرد اجتماعی خود تهی کرده است.
بُعد کالبدی؛ زوال کیفیت و هویت
بررسی ها نشان می دهد که بسیاری از فضاهای عمومی ایران، از جمله میادین و پارکهای شاخص، فاقد استانداردهای اولیه طراحی شهری مانند تناسبات انسانی، دسترسی پذیری همگانی و انعطاف پذیری برای فعالیتهای گوناگون هستند. پژوهشگران حوزه شهرسازی بر این باورند که معماری و طراحی شهری در ایران، بیش از آنکه به «ایجاد مکان» (Place-making) بیندیشد، به «ایجاد بستر برای تردد وسایل نقلیه» مشغول بوده است. نتیجه این امر، افزایش اتکا به خودرو، کاهش تعاملات چهره به چهره و در نهایت، تضعیف هویت محله ای و شهری است.
راهکارها؛ احیای فضاهای عمومی
نظریه پردازان و کارشناسان بر لزوم بازنگری در سیاست های برنامه ریزی شهری و حرکت به سمت «طراحی انسان مدار» تأکید دارند. از جمله راهکارهای پیشنهادی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– افزایش سهم فضاهای مکث و نشیمن های شهری با هدف ترویج تعاملات اجتماعی
– توسعه پیاده راه ها و شبکه های دوچرخه سواری برای کاهش سلطه خودرو
– طراحی فضاهای چندمنظوره و قابل انعطاف که به نیازهای گروههای مختلف پاسخ دهد
– مشارکت شهروندان در فرآیند برنامه ریزی و طراحی برای ایجاد حس تعلق و مالکیت نسبت به فضاهای عمومی
– بهره گیری از رویکردهای نوین در «مکان سازی» که به فرهنگ و هویت محلی احترام بگذارد
به طور کلی فضای عمومی، قلب تپنده شهر است؛ مکانی برای زندگی جمعی، نه صرفاً عبور. احیای فضاهای عمومی، مستلزم نگرشی جامع و فرابخشی است که نه تنها کالبد و کارایی، بلکه پیوندهای اجتماعی، حس تعلق، و هویت فرهنگی را به عنوان مؤلفه های اصلی طراحی شهری در نظر گیرد. این گذار از “شهر ترافیک محور” به “شهر انسان محور”، نیازمند اراده ای جدی در سطوح سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرایی است. در غیر این صورت، شهرها به مجموعه ای از معابر بی انتها و بی هویت تبدیل خواهند شد.