یادداشت

ظهور «مغزهای مصنوعی» در کالبد شهرها

گذار از شهرهای سنتی به کلان‌شهرهای مبتنی بر پردازش لبه‌ای و هوش مصنوعی مولد، تعریف جدیدی از تاب‌آوری و مدیریت بحران ارائه می‌دهد.
در عصر پیشرفت‌های شتابان فناوری، مرز میان موجودات زیستی و زیرساخت‌های مهندسی در حال کمرنگ شدن است. اگر قرن گذشته با ظهور موتورهای بخار و خودروها، «عضلات» شهرها را متحول کردیم، امروز با ورود هوش مصنوعی و اینترنت اشیا، در آستانه‌ی تولد یک پدیده‌ی کاملاً جدید هستیم: «شهرهای دارای آگاهی». این تحول، فراتر از یک ارتقای تکنولوژیک، بازتعریف مفهوم زیست‌محیطی و اجتماعی کلان‌شهرهاست.
در این راستا، سید علی نادر دهقانی الوار، عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی لرستان، در یادداشتی تحلیلی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به بررسی ابعاد مختلف، فرصت‌ها و چالش‌های اخلاقی این «مغزهای مصنوعی شهری» پرداخته است ‌که متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانیم؛
شهرهای آینده دیگر فقط مجموعه‌ای از خیابان و ساختمان نیستند؛ آنها به سیستم‌های عصبی مجهز می‌شوند که درد، گرسنگی و خستگی را حس می‌کنند. اما این «مغز مصنوعی» قرار است چه مسیری را برای ما ترسیم کند؟
۱. تعریف «مغز شهری»؛ فراتر از یک سنسور ساده
برخلاف تصور عموم، شهر هوشمند صرفاً به نصب دوربین و حسگر خلاصه نمی‌شود. «مغز شهری» مفهومی است که بر پایه هوش مصنوعی مولد و پردازش لبه‌ای (Edge Computing) شکل گرفته است. در این مدل، داده‌های ترافیک، مصرف انرژی، کیفیت هوا و حتی الگوهای رفتاری شهروندان در کسری از ثانیه پردازش شده و واکنش آنی (مثل تغییر مسیر چراغ‌ها یا توزیع مجدد انرژی) را ممکن می‌سازد. به بیان علمی، این شهرها دیگر «واکنش‌گرا» نیستند؛ «پیش‌بین» شده‌اند.
۲. مزیت کلان: مدیریت بحران بدون دخالت انسان
جذاب‌ترین کاربرد این مغز الکترونیکی، تاب‌آوری در برابر بحران‌هاست. آزمایش‌های اخیر در شهرهای پیشرو مانند سنگاپور و بارسلونا نشان داده که سیستم‌های مبتنی بر یادگیری عمیق، تا ۴۸ ساعت زودتر از وقوع طوفان‌های شهری یا افت شدید کیفیت آب، هشدار می‌دهند و به‌طور خودکار زیرساخت‌های جایگزین را فعال می‌کنند. این یعنی تغییر پارادایم از «مدیریت بحران» به «پیشگیری هوشمندانه».
۳. هشدار؛ مرز باریک بین کارآمدی و کنترل
با این حال، علم اعصاب شهری چالش بزرگی هم دارد: حریم خصوصی داده‌های عصبی_اجتماعی. وقتی مغز شهر از الگوی تردد و حتی لحن صدای شهروندان (برای تشخیص استرس) تحلیل می‌کند، پرسش اخلاقی جدیدی متولد می‌شود: آیا ما صاحب شهر هستیم یا شهر صاحب ما؟ پژوهشگران مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) تأکید می‌کنند که لایه‌ای از «رمزنگاری اخلاقی» باید پیش از گسترش این مغزها، در هسته اولیه آنها کدنویسی شود.
شهرهای با مغز، وعده‌ی نجات از ترافیک و آلودگی را می‌دهند، اما بهای آن، سپردن جزئی‌ترین رفتارهای ما به الگوریتم‌هاست. فردا نه چندان دور، کلانشهرها نفس می‌کشند؛ سؤال این است: آیا ما هنوز در آنها نفس می‌کشیم، یا فقط یک دادهٔ دیگر هستیم؟