یادداشت

سقوط کاخ‌های شیشه‌ای؛ پایان دوران امنیت عاریه‌ای و حاکمیت بر دریای سرخ

شکرالله کهزادی در یادداشتی نوشت: در حالی که مدل‌های امنیتی وابسته به غرب و استراتژی‌های نظامی کلاسیک در برابر اراده‌های مقاومت به بن‌بست رسیده است، تزلزل در ستون‌های اقتصادی و نظامی عربستان سعودی، نشان از فروریختن نظم قدیمی در منطقه دارد.
طنین فریاد حق در دریای سرخ، کاخ‌های شیشه‌ای قدرت را به لرزه درآورده و نشان داده است که امنیت، نه با خرید تجهیزات پاتریوت و تاد، بلکه با ایمان و اراده‌ای است که در مسیر مقاومت شکل می‌گیرد. زمانی که استکبار جهانی به دنبال خلبان‌سازی و تضعیف اراده ملت‌های مسلمان بود، امروز شاهد آن هستیم که جریان‌های نوظهور در یمن، بندهای محاصره را گسسته و معادلات خلیج فارس را بازتعریف می‌کنند.
در این راستا، شکرالله کهزادی در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به موضوع پرداخته و با تکیه بر واقعیت‌های میدانی و پیش‌بینی‌های رهبری، به واکاوی چرایی سقوط مدل امنیتی عربستان و ضرورت بازگشت این کشور به آغوش اسلام ناب می‌پردازد. متن یادداشت را در ادامه می‌خوانیم؛
«بسم الله قاصم الجبارین»؛ این کلام، امروز در قلب معادلات منطقه طنین‌انداز شده است. کشوری که زمانی با تکیه بر حمایت‌های غرب و نزدیکی به ایالات متحده، خود را به عنوان قطب منطقه و الگویی پیشرفته معرفی می‌کرد، امروز با واقعیت تلخی روبروست. کسانی که با همراهی جبهه غرب، همواره خواستار تسلیم شدن ایران بودند، اکنون شاهد فروپاشی همان الگوهایی هستند که خود بر آن‌ها تکیه می‌کردند.
امروز شاهد تغییری بنیادین در اقتصاد جهانی هستیم؛ جایی که خرید نفت ایالات متحده از عربستان سعودی به صفر رسیده و گویی «گاو شیرده» دیگر توانایی تأمین نیازهای صاحب خود را ندارد. این وضعیت، نه تنها در حوزه اقتصادی، بلکه در عرصه نظامی نیز با بحران همراه شده است. گوشه‌هایی از زیرساخت‌های آرامکو در آتش حملات یمن سوخت و امروز شاهد هستیم که امنیت عربستان، که بر پایه تجهیزات پاتریوت و تاد بنا شده بود، دیگر آن افسانه سابق نیست. واقعیت این است که امنیت عاریه‌ای هرگز نمی‌تواند در برابر اراده‌های ایمان‌دار ایستادگی کند؛ چرا که جنگ، نه جنگ شکم‌بارگی و رقص شمشیرهای کذایی، بلکه نبرد اراده‌هاست.
در حال حاضر، یمن با اقتدار تمام، ورود و خروج کشتی‌های عربستان را در دریای سرخ و باب‌المندب محدود و محاصره کرده است. پادگان‌ها، نیروهای نیابتی و تجهیزات این کشور که در بخش‌هایی از یمن تحت حمایت هستند، در حال انهدام می‌باشند. در حالی که عربستان و هیئت حاکمه آن در آستانه یک سقوط بزرگ قرار دارند، جبهه انصارالله این تهدید را نه تنها شناسایی کرده، بلکه در حال عملیاتی کردن آن است.
با بررسی راهکارهای موجود، باید گفت تشکیل ائتلاف‌های دریایی، راهکار هوشمندانه‌ای برای عربستان نخواهد بود؛ چرا که ائتلاف‌های مشابه در گذشته امتحان خود را از دست داده‌اند. همچنین، بستن پیمان‌های دفاعی با کشورهایی چون پاکستان و ترکیه نیز نمی‌تواند این بحران را حل کند، زیرا آنچه امروز به جبهه مقاومت عزت بخشیده، همراهی ملت‌ها و مردم منطقه با یمن و انصارالله است.
عربستان سعودی باید برای عبور از این وضعیت سخت، عاقلانه عمل کند. کاخ‌های شیشه‌ای و اقتصاد وابسته به دلار، در برابر واقعیت‌های جدید رنگ می‌بازند. آنچه امروز بلای جان عربستان شده، مشارکت مالی و سکوت این کشور در برابر ظلم، ترور فرماندهان، حمایت از نسل‌کشی و جنایات جنگی رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده است. عربستان با همراهی در این جنایات، خود شریک جرم بوده و هست. حتی حمله به جبهه مقاومت در عراق و حشدالشعبی در ایام اربعین، خطایی بزرگ بود که اکنون باید تاوان آن را بپردازد.
فرصت برای جبران باقی است؛ عربستان به عنوان کشوری صاحب مکه و مدینه و دارای ذخایر عظیم انرژی، باید از تفکر وهابیت که دست‌ابزار شیطان است، دست بردارد و به آغوش اسلام ناب بازگردد. دوران رعایت حیا از سوی یمن سپری شده و عربستان باید خود را برای تغییر ساختار قدرت و مواجهه با جبهه مقاومت آماده کند. همان‌گونه که پیش‌بینی‌های رهبری بر این حقیقت تأکید داشت، روزی این امکانات و توانمندی‌ها به دست فرزندان جبهه مقاومت خواهد رسید تا علیه دشمنان متجاوز به کار گرفته شود.