یادداشت

سقوط در چاله سالمندی؛ ایران با سرعتی که جهان ندیده، در حال پیر شدن است

در حالی که کشورهای اروپایی ۱۰۰ سال برای پیر شدن فرصت داشتند، ایران تنها ۲۰ سال تا مواجهه با یک بحران جمعیتی بی‌سابقه فاصله دارد. ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که در آن، جامعه‌ای که هنوز نوجوانی‌اش تمام نشده، ناگهان باید میزبان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی باشد که خانه‌ای برایشان نساخته است.
ایران در آستانه یک گذار جمعیتی بی‌سابقه قرار دارد که با سرعت بسیار بیشتری نسبت به کشورهای توسعه‌یافته، در حال تغییر چهره ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور است. این تحول، نه تنها توازن میان نسل‌ها را به‌چالش می‌کشد، بلکه زیرساخت‌های شهری و سیستم‌های رفاهی ما را نیز در برابر آزمونی سخت و بی‌سابقه قرار می‌دهد.
در همین راستا، دکتر مریم بیرانوندزاده، عضو هیأت علمی جهاد دانشگاهی لرستان در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به موضوع «سالمندی پیش از توسعه» پرداخته و این پارادوکس تاریخی را واکاوی کرده است؛ وضعیتی که در آن موج سالمندی، پیش از دستیابی به بلوغ اقتصادی و زیرساختی، بر پیکره جامعه ایران سایه افکنده است.متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانیم؛
ایران در آستانه‌ی یکی از سریع‌ترین تحولات جمعیتی جهان قرار دارد؛ سه دهه تا جامعه ای که از هر سه نفر، یک نفر سالمند است. اما شهرهای ما نه برای سالمندان طراحی شده‌اند و نه اقتصادمان برای بار سنگین مراقبت از آن‌ها آماده است. «سالمندی پیش از توسعه»؛ معمایی که کشورهای غربی بیش از یک قرن برای حل آن فرصت داشتند، اما ایران تنها ۲۰ سال وقت دارد.
 سرعت سرسام‌آور؛ ۲۰ سال در برابر ۱۲۰ سال
شاخص سالمندی در ایران از ۱۰ درصد به ۲۰ درصد تنها ۲۰ تا ۲۳ سال فاصله دارد. این در حالی است که این انتقال در کشورهای توسعه‌یافته‌ای مثل فرانسه و سوئد بین ۷۰ تا ۱۲۰ سال طول کشیده است. ایران بعد از امارات و بحرین، سومین کشور جهان از نظر سرعت رشد جمعیت سالمند است.
نسل پُرجمعیت متولدین دهه‌ی ۱۳۶۰، که یک «شوک جمعیتی» را رقم زد، اکنون در حال عبور از سن باروری است و تا کمتر از دو دهه‌ی دیگر، به سن سالمندی می‌رسد. اما این نسل که خود در شرایط اقتصادی دشوار، به‌طور میانگین تنها ۱.۹ فرزند به دنیا آورده، حمایت فرزندی کافی برای دوران سالمندی خود نخواهد داشت.
 وارونگی تاریخی؛ سالمندی پیش از توسعه
کشورهای غربی ابتدا توسعه یافتند، سپس پیر شدند. آنها پیش از ورود به موج سالمندی، نهادهای رفاهی توانمند، نظام بازنشستگی پایدار و زیرساخت‌های شهری استاندارد را ایجاد کرده بودند. اما سالمندی در ایران، یک «مهمان ناخوانده» است که پیش از فراهم شدن مقدمات توسعه، در خانه را زده است.
این وارونگی تاریخی یعنی راهکارهای کشورهای توسعه‌یافته برای مواجهه با سالمندی، لزوماً برای ایران کارگشا نیست. اقتصاد بیمار، صندوق‌های بازنشستگی ناپایدار و شهری که برای سالمندان طراحی نشده، معادله را پیچیده‌تر کرده است.
شهرهای نوجوان، میزبان سالمندان
شهرهای ایران برای جمعیتی جوان و در حال رشد طراحی شده‌اند؛ اما اکنون باید میزبان سالمندانی باشند که:
– هر ۷۰۰ سالمند، فقط یک تخت مراقبتی در اختیار دارند؛ در کشورهای توسعه‌یافته این نسبت یک تخت به ازای هر ۱۸ سالمند است.
– فقط حدود ۴۰۰ مرکز نگهداری سالمندان در کل کشور وجود دارد که ظرفیت آنها به سختی به ۲۰ هزار نفر می‌رسد؛ در حالی که جمعیت سالمند فعلی حدود ۱۰ میلیون نفر است.
– «استاندارد نبودن محیط زندگی» و «تبعیض در ارائه خدمات شهری» به‌عنوان کلیدی‌ترین چالش‌های شهروندی سالمندان شناسایی شده‌اند.
 اقتصاد نقره‌ای؛ از تهدید تا فرصت
سالمندی فقط تهدید نیست. متخصصان معتقدند این پدیده می‌تواند فرصتی برای توسعه «اقتصاد نقره‌ای» باشد: بهره‌گیری از ظرفیت علمی و تجربی سالمندان، توسعه فناوری‌های مراقبتی هوشمند، گردشگری سالمندان و ایجاد اشتغال متناسب با توانایی‌های آن‌ها.
اما برای تحقق این فرصت، باید از همین امروز برنامه‌ریزی جامع، سرمایه‌گذاری در حوزه سلامت و توانبخشی، و توسعه زیرساخت‌های دوستدار سالمند آغاز شود.
ایران تنها ۲۰ سال تا جامعه‌ای که یک‌سوم آن سالمند است فاصله دارد؛ در حالی که کشورهای اروپایی برای این گذار بیش از یک قرن وقت داشتند. «سالمندی پیش از توسعه» یعنی شهری که هنوز نوجوانی‌اش را تمام نکرده، باید میزبان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی باشد که جایی برایشان ساخته نشده است. وقت باقی است، اما نه زیاد.