یادداشت

شهرِ همه؛ وقتی شهروندان طراح آینده می‌شوند

شهرها سال‌ها با تصمیم مدیران و متخصصان شکل گرفته‌اند و سهم شهروندان اغلب به بیان نظر در نظرسنجی‌ها و جلسات عمومی محدود بوده است؛ اما فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، دوقلوی دیجیتال و متاورس شهری، افق تازه‌ای پیش‌روی مشارکت عمومی گشوده‌اند.
توسعه و پویایی شهرهای امروز دیگر در گرو تصمیم‌گیری‌های یک‌سویه و از بالا به پایین نیست، بلکه در گرو پیوند عمیق میان تخصص برنامه‌ریزان و تجربه زیسته شهروندان است. با ورود فناوری‌های نوین، مفاهیمی چون مدیریت شهری از قالب‌های سنتی خود فراتر رفته و به سمتی حرکت می‌کنند که در آن هر فرد نقشی فعال در ترسیم آینده محل زندگی خود ایفا می‌کند.
در این راستا، امیر حسینیان راد، استادیار گروه جغرافیا دانشگاه لرستان، در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده به موضوع «دموکراتیک‌سازی مشارکت شهروندان در برنامه‌ریزی شهری با بهره‌گیری از ابزارهای نوین و چالش‌های پیش‌روی آن» پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:
برای دهه‌ها، شهرها از بالا برنامه‌ریزی می‌شدند؛ متخصصان تصمیم می‌گرفتند، شهروندان فقط نظر می‌دادند. اما فناوری‌های نوین این معادله را بر هم زده‌اند. شهری که در آن هر شهروند، نه فقط یک رای‌دهنده، بلکه یک «طراح» است؛ این رویا یا واقعیت؟
انقلاب مشارکت؛ از «نظرخواهی» تا «طراحی مشترک»
مدل سنتی برنامه‌ریزی شهری، شهروند را در جایگاه «مشورت‌گیرنده» قرار می‌داد؛ نظرسنجی‌ها و جلسات عمومی، اوج مشارکت او بود. اما روشی نوین به نام «علم طراحی شهروندی» (Citizen Design Science) این رابطه را دگرگون کرده است. در این رویکرد، شهروندان نه فقط اظهارنظر می‌کنند، بلکه با ابزارهای داده‌کاوی، هوش مصنوعی و شبیه‌سازی‌های فضایی، مستقیماً در خلق سناریوهای شهری مشارکت می‌کنند.
به عبارت دیگر، شهر از یک «پروژه‌ی مهندسی» به یک «بوم‌نقاشی جمعی» تبدیل می‌شود که در آن دانش محلی و تجربه زیسته‌ی شهروندان، در کنار تخصص برنامه‌ریزان قرار می‌گیرد.
متاورس شهری؛ فضایی برای حضور بدون مرز
یکی از مهم‌ترین ابزارهای این تحول، متاورس شهری است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که فضاهای فراگیر (immersive) مانند واقعیت مجازی و افزوده، مشارکت را دموکراتیک‌تر می‌کنند؛ چراکه:
– موانع فیزیکی را حذف می‌کنند: شهروندان بدون نیاز به حضور در تالارهای شهر، می‌توانند طرح‌های توسعه را ببینند و نظر بدهند.
– صدای گروه‌های حاشیه‌نشین را تقویت می‌کنند: در فضای مجازی، هویت‌های اجتماعی کمرنگ‌تر می‌شوند و «ناشناسی آواتار» می‌تواند سوگیری‌های جنسیتی و طبقاتی را کاهش دهد.
– همدلی را افزایش می‌دهند: مطالعات نشان داده که فضاهای سه‌بعدی، همدلی را در مذاکرات شهری تا ۴۰٪ افزایش می‌دهند، درحالی‌که این رقم در صفحه‌های دو‌بعدی تنها ۲٪ است.
هشدار؛ مشارکت واقعی یا نمایشی؟
با این‌ حال، دموکراتیک‌سازی مشارکت، چالش‌های جدی نیز به همراه دارد:
۱. شکاف دیجیتال: اگر زیرساخت‌های دسترسی به این فناوری‌ها برای همه فراهم نباشد، متاورس به ابزاری برای تقویت نابرابری تبدیل می‌شود، نه کاهش آن.
۲. مشارکت نمادین: صرف‌نظر از ابزارهای فنی، اگر نظرات شهروندان در تصمیم‌گیری نهایی تأثیری نداشته باشد، این فرآیند به «مشارکت نمایشی» (Tokenistic Engagement) بدل می‌شود.
۳. پیچیدگی فنی: ابزارهای پیشرفته ممکن است برای شهروندان عادی غیرقابل‌فهم باشند و آنان را از مشارکت مؤثر بازدارند.
 راهکار؛ از «ابزار فنی» به «میراث مشترک شهری»
کارشناسان بر این باورند که تحقق واقعی دموکراسی شهری، نیازمند دو شرط اساسی است:
– حکمرانی شفاف: دوقلوی دیجیتال شهر باید به‌عنوان یک «میراث مشترک مدنی» (Civic Digital Commons) اداره شود؛ به‌این‌معنا که نحوه‌ی تأثیرگذاری نظرات شهروندان، مستند و قابل‌پیگیری باشد.
– الگوریتم‌های منصفانه: هوش مصنوعی باید با «محدودیت‌های برابری» (Fairness Constraints) طراحی شود تا منافع توسعه، عادلانه توزیع شود و تنها به نفع مناطق مرفه نباشد.
جمع‌بندی
> دموکراتیک‌سازی مشارکت، وعده‌ی شهری را می‌دهد که به حرف همه گوش می‌دهد، اما خطر تبدیل شدن به نمایشی برای تأیید تصمیمات ازپیش‌گرفته‌شده نیز در آن نهفته است. کلید تحقق «بهشت مشارکتی»، نه در فناوری، که در شفافیت، عدالت دیجیتال و توانمندسازی واقعی شهروندان است.