عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان:

نزاع داخلی زوال‌بخش اقتدار امت اسلامی است / ۵ گام دانشگاه برای نهادسازی وحدت

فرهاد پروانه با استناد به آیات قرآن کریم درباره پیامدهای سستی و زوال اقتدار در پی نزاع‌های داخلی، اظهار کرد: وحدت اسلامی صرفاً با توصیه‌های اخلاقی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند ساختاربندی پایدار است؛ دانشگاه‌ها می‌توانند با تولید ادبیات علمی مشترک، شبکه‌سازی نخبگانی و سیاست‌پژوهی، هم‌افزایی مذاهب را به عرصه سیاست‌گذاری عمومی وارد کنند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین، دکتر فرهاد پروانه، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان در یک گفت‌وگو به مناسبت هفته وحدت در رابطه با گام‌های علمی و اجرایی برای عبور از وحدت گفتاری به سمت وحدت راهبردی بر اساس مبانی قرآنی و نبوی و نقش دانشگاه‌ها در تولید این ادبیات مشترک. اظهار کرد: به نظر من، نخست باید میان وحدت گفتاری، وحدت عاطفی و وحدت راهبردی تفکیک قائل شد. وحدت گفتاری یعنی صرفاً بر ضرورت آن سخن بگوییم؛ وحدت عاطفی یعنی در مناسبت‌هایی مانند هفته وحدت، حس همدلی و برادری را تقویت کنیم؛ اما وحدت راهبردی زمانی محقق می‌شود که این باور به نهاد، برنامه، همکاری مستمر و منافع مشترک تبدیل شود.
وی افزود: از منظر قرآن کریم، وحدت یک توصیه صرفاً احساسی نیست. آیه شریفه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران: ۱۰۳) در کنار دعوت به تمسک جمعی به ریسمان الهی، جامعه اسلامی را از تفرقه برحذر می‌دارد. نکته راهبردی اینجاست که قرآن در ادامه، وحدت را به نعمت اجتماعی پیوند می‌زند و از وضعیتی یاد می‌کند که مردم متمایز، با الفت الهی به هم پیوستند. بنابراین در منطق قرآن، وحدت کارکردی تمدنی دارد.
پروانه ادامه داد: همچنین در آیه «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ» (انفال: ۴۶)، پیامد نزاع داخلی فراتر از اختلاف‌نظر، فشلی (سستی) و زوال اقتدار معرفی شده است. اگر این آیه را در ادبیات امروز بازخوانی کنیم، درمی‌یابیم که سرمایه اجتماعی، قدرت علمی، اقتصادی و سیاسی جوامع اسلامی، در سایه منازعات داخلی فرسوده خواهد شد.
این مدرس دانشگاه گفت: از این منظر، نخستین گام برای عبور از وحدت گفتاری، تولید ادبیات علمی مشترک درباره منافع جهان اسلام است. ما باید حوزه‌های واقعی اشتراک منافع را تبیین کنیم؛ حوزه‌هایی نظیر توسعه علمی – فناوری، تجارت، امنیت غذایی، محیط زیست، میراث فرهنگی، مقابله با افراط‌گرایی و حل مسائل اجتماعی. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دانشگاه می‌تواند نقش‌آفرینی کند.
وی گفت: دانشگاه نباید صرفاً محل برگزاری همایش‌های هفته وحدت باشد، بلکه باید به آزمایشگاه تولید راهکارهای وحدت تبدیل شود. برای مثال، تعریف پروژه‌های مشترک میان استادان و دانشجویان مذاهب مختلف روی یک مسئله واقعی، بسیار مؤثرتر از صدها سخنرانی است؛ چراکه وحدت را از گفتار به تجربه زیسته و مشترک تبدیل می‌کند.
هضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان با بیان ابنکه گام دوم، تدوین مطالعات تطبیقی و شبکه‌سازی میان دانشگاه‌های شیعه و اهل‌سنت است، اظهار کرد: ما نیازمند پژوهش‌هایی هستیم که به‌جای تمرکز بر نقاط اختلاف، میراث مشترک مسلمانان را در حوزه‌های فلسفه، اخلاق، علوم انسانی، هنر و تمدن اسلامی واکاوی کند. البته این به معنای نادیده گرفتن اختلافات تاریخی و مذهبی نیست؛ بلکه به معنای مطالعه این اختلافات در چارچوبی علمی و غیرخصمانه است.
وی با اشاره به اینکه گام سوم، ایجاد شبکه ارتباطی میان پژوهشگران جهان اسلام است، افزود:  امروز فناوری این امکان را فراهم کرده است که دانشگاهیان، بدون نیاز به ارتباطات پرهزینه، در قالب گروه‌های پژوهشی چندملیتی فعالیت کنند. تشکیل کرسی‌های مشترک مطالعات اسلامی، راه‌اندازی مجلات علمی مشترک، و تعریف فرصت‌های مطالعاتی تبادلی، می‌تواند به‌تدریج جامعه علمی فراملی اسلامی را شکل دهد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ادامه داد: گام چهارم، تربیت نسل جدیدی از نخبگان است که با تنوع مذهبی جهان اسلام آشنا باشند. متأسفانه گاهی شناخت دانشجویان از مذاهب دیگر، متأثر از منابع غیرعلمی و فضای مجازی است. دانشگاه باید این خلأ را با آموزش علمی تاریخ مذاهب، آشنایی با میراث فکری فریقین و تقویت مهارت‌های گفت‌وگوی بین‌مذهبی پر کند.
پروانه ادامه داد: در نهایت گام پنجم، تبدیل ادبیات وحدت به سیاست پژوهی است. دانشگاه‌ها می‌توانند با تأسیس مراکز مطالعات راهبردی، از بحث‌های نظری فراتر رفته و به دولت‌ها و نهادهای سیاست‌گذار، راهکارهای عملی برای همکاری میان‌کشوری ارائه دهند.
وی گفت: اگر دانشگاه‌های جهان اسلام به جای سخن‌پردازی درباره وحدت، پروژه‌های علمی مشترک برای حل مسائل امت تعریف کنند، هفته وحدت از یک مناسبت تقویمی به یک فرایند تمدنی تبدیل خواهد شد.برای مثال، اگر دانشگاهیان بتوانند الگویی علمی برای افزایش تجارت میان کشورهای اسلامی یا همکاری‌های فناورانه ارائه دهند، در واقع گفتمان وحدت را به عرصه سیاست‌گذاری عمومی وارد کرده‌اند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان گفت: در اینجا نکته‌ای کلیدی وجود دارد؛ وحدت راهبردی لزوماً به معنای وحدت در تمامی مواضع اعتقادی یا سیاسی نیست. مسلمانان می‌توانند در مسائل کلامی، فقهی و تاریخی اختلاف‌نظر داشته باشند، اما در عین حال بر سر اصول و منافع مشترک هم‌افزایی کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (مائده: ۲)؛ از این رو، همکاری در خیر عمومی را می‌توان یکی از ارکان اصلی وحدت راهبردی در جهان اسلام دانست.
وی افزود: از سوی دیگر، سیره پیامبر اکرم(ص) نشان می‌دهد که وحدت صرفاً با توصیه‌های اخلاقی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند ساختاربندی و ایجاد روابط اجتماعی پایدار است. ایشان در مدینه با ایجاد پیوند برادری میان مهاجران و انصار و تنظیم روابط میان گروه‌های مختلف، جامعه‌ای متکثر را حول منافع و مسئولیت‌های مشترک سامان دادند. بازخوانی سیره نبوی برای امروز، ما را به سمت ضرورت نهادسازی برای همکاری سوق می‌دهد.
دکتر پروانه اضافه کرد:  در این راستا، می‌توان الگوی عملی پنج‌مرحله‌ای زیر را برای دانشگاه‌های جهان اسلام پیشنهاد کرد:
۱. شناخت: شناخت علمی مذاهب، فرهنگ‌ها و ظرفیت‌های یکدیگر؛
۲. گفت‌وگو: ایجاد فضای امن و علمی برای طرح دیدگاه‌های متفاوت؛
۳. تولید مشترک: تعریف و اجرای پروژه‌های پژوهشی هم‌افزا؛
۴. حل مسئله: استفاده از توان علمی دانشگاه‌ها برای رفع چالش‌های واقعی جهان اسلام؛
۵. سیاست‌پژوهی: تبدیل نتایج پژوهش‌ها به راهکارهای اجرایی برای نهادهای تصمیم‌گیر
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه تحقق این فرآیند، هفته وحدت را از یک مناسبت تقویمی به آغاز یک چرخه سالانه برای گفت‌وگو، پژوهش و ارزیابی همگرایی تبدیل می‌کند، اظهار کرد: وظیفه خطیر دانشگاهیان در شرایط کنونی، گذر از ادبیات صرفاً احساسی و مناسبتی به ادبیات علمی، مسئله‌محور و سنجش‌پذیر است. به‌جای بسنده کردن به شعار اتحاد کشورهای اسلامی، باید پرسش‌های زیر را مبنای کار قرار داد:
حجم تجارت میان کشورهای اسلامی چقدر است؟
چند پروژه علمی مشترک در جریان است؟
شاخص تبادل استاد و دانشجو میان دانشگاه‌های جهان اسلام چه میزان است؟
سازوکارهای عملی برای حل اختلافات چیست؟
در نهایت، برای ارائه تعریفی کاربردی از وحدت راهبردی می‌توان گفت: وحدت راهبردی به معنای انکار تفاوت‌ها نیست؛ بلکه مدیریت علمی و اخلاقی اختلافات و عبور از آن‌ها در حوزه‌های منافع مشترک، برای رسیدن به همکاری‌های پایدار اقتصادی، فرهنگی و علمی است.
این همان نقطه‌ای است که دانشگاه نقش تاریخی خود را ایفا می‌کند؛ جایی که دانش به اعتماد، گفت‌وگو و راهکار تبدیل می‌شود. گامِ اصلی برای عبور از وحدت گفتاری، طرح این پرسش است: پس از پایان هفته وحدت، چه دستاورد عینی و پایداری باقی خواهد ماند؟ اگر پاسخ، ایجاد یک شبکه علمی، طرحی اقتصادی یا سازوکاری برای تداوم گفت‌وگو باشد، آن‌گاه وحدت از شعار به راهبرد تغییر ماهیت داده است.