یادداشت

 دستاورد هم‌افزایی مردم، دولت و نیروهای مسلح در جنگ رمضان

در روزهایی که کشور با جنگ ترکیبی، فشار روانی، عملیات رسانه‌ای و تهدیدهای هم‌زمان دشمنان خارجی روبه‌رو بود، آنچه بیش از هر عامل دیگری توانست ایران را در مسیر ثبات، اقتدار و بازدارندگی حفظ کند، وحدت ملی و هم‌صدایی مردم، دولت و نیروهای مسلح بود.
مسعود آذرخوش، دانش‌آموخته جامعه‌شناسی و مدرس دانشگاه فرهنگیان استان لرستان در یادداشتی که در اختیار رسانه‌ها قرار داده است، به‌ معرفی دستاوردهای هم‌افزایی مردم، دولت و نیروهای مسلح در جنگ رمضان پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:
ایران به‌عنوان کشوری مسلمان و برخوردار از تنوع گسترده‌ی فکری، فرهنگی، قومی و نسلی، همواره در بزنگاه‌های حساس، وحدت را به‌عنوان یکی از اصول بنیادین حیات اجتماعی خود تجربه کرده است. در شرایط بحران، تهدید و جنگ، اگرچه برخورداری از توان نظامی و امکانات دفاعی ضرورتی انکارناپذیر است، اما آنچه بیش از سلاح و تجهیزات، قدرت‌آفرین و تعیین‌کننده است، همبستگی اجتماعی و انسجام ملی است.
در جریان حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا و در آنچه می‌توان از آن به‌عنوان «جنگ رمضان» یاد کرد، سه ضلع اصلی جامعه ایرانی یعنی مردم، دولت و نیروهای مسلح در کنار یکدیگر قرار گرفتند و با هماهنگی و هم‌سویی، یک مثلث قدرت اجتماعی ـ دفاعی را شکل دادند. این هم‌افزایی، کشور را در برابر انواع فشارها، جنگ‌های ترکیبی و تهدیدهای چندلایه‌ی دشمن مصون‌تر ساخت و نشان داد که وحدت، نه یک شعار مقطعی، بلکه یک واقعیت اجتماعی و راهبردی است.
دشمنان ایران در این میدان، تنها به ابزار نظامی متکی نبودند؛ بلکه با بهره‌گیری از فشار روانی، عملیات رسانه‌ای، تحریم اقتصادی، شایعه‌سازی، تولید ناامیدی، ایجاد شکاف در افکار عمومی و تحریک اختلافات قومی و اجتماعی، تلاش کردند رشته‌های انسجام جامعه را تضعیف کنند. آنان کوشیدند اعتماد عمومی را هدف قرار دهند و میان مردم و حاکمیت فاصله بیندازند؛ اما سرمایه اجتماعی ملت ایران و اعتماد متقابل میان مردم، مسئولان و نیروهای مسلح، این طراحی‌ها را ناکام گذاشت.
از منظر جامعه‌شناسی ارتباطات، اعتماد عمومی مهم‌ترین سد در برابر جنگ رسانه‌ای است. در این رخداد نیز، همین اعتماد بود که روایت‌های نادرست دشمن را بی‌اثر کرد و اجازه نداد فضای ذهنی جامعه تسلیم عملیات تبلیغاتی و روانی شود. در جهانی که بخش مهمی از نبردها دیگر صرفاً در میدان نظامی رخ نمی‌دهد، بلکه در میدان «روایت‌ها» و «ادراک‌ها» شکل می‌گیرد، ملت ایران نشان داد که می‌تواند با تکیه بر هویت تاریخی، فرهنگی و دینی خود، روایت غالب را از آنِ خود کند.
وحدت اجتماعی در این شرایط، تنها یک واکنش دفاعی نبود؛ بلکه به تولید امید، همدلی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و قدرت نرم درون‌زا انجامید. مردم ایران با اتکا به فرهنگ اصیل، پیوندهای قومی و محلی، ارزش‌های دینی و سرمایه‌های اجتماعی گسترده، توانستند قدرتی از درون جامعه تولید کنند؛ قدرتی که نه از اجبار، بلکه از باور مشترک، احساس سرنوشت جمعی و ترجیح منافع ملی بر منافع فردی سرچشمه می‌گیرد.
واقعیت این است که هیچ جامعه‌ای صرفاً با ابزار سخت پایدار نمی‌ماند. آنچه یک ملت را ماندگار، مقاوم و مقتدر می‌کند، اعتماد، همبستگی، سرمایه اجتماعی و احساس تعلق به آینده‌ای مشترک است. از این منظر، وحدت در ایران نه‌فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک ضرورت اجتماعی و راهبردی برای حفظ امنیت، ثبات و پیشرفت کشور است.
در این تجربه، جامعه ایرانی نشان داد که می‌تواند در برابر تهدیدهای بیرونی، نه‌تنها تاب‌آور باشد، بلکه با کنشگری اجتماعی، انسجام ملی و بازسازی اعتماد عمومی از دل بحران، قدرتی تازه خلق کند. این همبستگی، سیمان اجتماعی ملت را محکم‌تر ساخت و زمینه‌ای برای تداوم پایداری، امید و مشارکت فعال‌تر مردم در صحنه‌های اجتماعی و ملی فراهم آورد.
در پایان، باید گفت که دستاورد بزرگ این رخداد، تنها عبور از یک تهدید نظامی نبود؛ بلکه اثبات ظرفیت عظیم ملت ایران در ساختن قدرت اجتماعی از مسیر وحدت بود. امید آن‌که این همدلی، آگاهی و انسجام، همچنان در مسیر پاسداری از منافع ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و پیشرفت ایران عزیز استمرار یابد.