افلاکیانِ جاودان؛ پنجره‌ای به سوی ابدیت در خاک خرم‌آباد

در گوشه‌ای از گلزار شهدای خرم‌آباد، جایی که زمین با آسمان پیوند می‌خورد، ۴۵ نام بر سنگ‌های مرمر حک شده است؛ نام‌هایی از پهلوانانی که پیکرشان را به باد و باران وطن بخشیدند تا ما امروز در آرامش باشیم. روایتی از ایثارِ فراتر از جسم و انتظاری که تا سرای ابد ادامه داشت.
بهنام فروتن‌نیا، از پژوهشگران لرستانی در یادداشتی با نام افلاکیان جاودان که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی زاگرس تبیین قرار داده است، یادی از شهدای جاویدالاثر دوران جنگ تحمیلی کرده است که متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانیم:
شهدای جاویدالاثر در سال‌های جنگ تحمیلی، برای دفاع از کیان ایران، جانانه و با عشقی بی‌پایان به میدان رفتند و دیگر بازنگشتند؛ چنان که حتی تکه‌ای از پیکر، استخوانی یا نشانی از جامه‌ی نبردشان به خانه بازنگشت. شاید برای برخی، یک پلاک یا گواهیِ هم‌رزم، خبر از شهادتشان داد تا خانواده‌ها از انتظار بازگشت قهرمانان وطن دست بکشند، اما حسرتِ یافتن پیکر یا نشانی از آن‌ها، همچنان در دل برخی مادران و پدران باقی ماند؛ انتظاری که بسیاری از آن‌ها را تا سرای ابدی همراه کرد.
امروز در خرم‌آباد، قطعه‌ای از گلزار شهدا به یادمان ۴۵ شهید جاویدالاثر اختصاص یافته است تا زیارتگاهِ این ارواح پاک باشد. این مکان که در بالای حسینیه و در سمت چپ قرار دارد، گویی نقطه‌ی پیوند زمین و آسمان است؛ قطعه‌ای کوچک با ۴۵ یادمان از سنگ‌های مرمر مشی و فیروزه‌ای که در ردیف‌هایی منظم، با آیه‌ی شریفه «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» و پرچمی برافراشته از ایران، مزین شده است. این نشانه‌ها تنها یک بنای یادبود نیستند، بلکه بازگشتی است به سوی حقیقت؛ حقیقتی که در آن، شکوهِ ایثار فراتر از ماده و جسم، در میان سنگ‌ها و نام‌ها جاری است.
یادمان شهدای جاویدالاثر، حکایت نام‌های پهلوانانی است که در تاریک‌ترین لحظات جنگ، برای پاسداری از این خاک، حماسه آفریدند و در خون خود غلتیدند تا زمین را آبیاری کنند و آسمان ایران را عطرآگین سازند. این مکان، بزرگداشت مردانی از جنس غیرت و شجاعت است که در میانه‌ی نبرد با سرنوشت خویش پیوند خوردند و از شعله‌های آتش گذشتند تا ما امروز در آرامش باشیم.
آنان که با لبیک امام، برای حفظ دین و وطن رفتند، هرگز به آستانه‌ی خانه‌هایشان بازنگشتند. نه تکه‌ای از لباسشان و نه ذره‌ای از استخوانشان در خاک‌های جبهه یافت نشد؛ گویی چنان در راه حق فدا شدند که ذره‌ذره در میان باد و باران و تار و پود این سرزمین حل گشتند. آن‌ها جسمشان را ندادند، بلکه «خود»شان را به زمین بخشیدند تا این خاک مقدس شود.
امروز آنچه در این قطعه به چشم می‌آید، تنها سنگی حکاکی شده یا پلاکی فلزی نیست؛ بلکه پنجره‌ای است به سوی ابدیت و تلاقی اشک‌های بازماندگان با لبخندهای شهیدان. اینجا تکه‌ای از بهشت است که بر روی زمین نشسته تا یادآور شود که عشق، از مرگ قدرتمندتر است.
این گلزار، مکانی برای زیارتی معنوی به میزبانی لاله‌های همیشه باطراوت وطن است تا در برابر این نام‌های جاودان سر فرود آوریم و معنای حقیقی «بندگی» و «ایثار» را لمس کنیم. زیارتی با کسانی که جسمشان نیست، اما حضورشان در هر ذره از این خاک، ملموس و نورانی است و با رفتنشان، راه رسیدن به خدا را برای ما روشن کردند.
سلام بر آن جانانه‌هایی که در میان بی‌نامی‌ها، نامشان در لوح حضور، جاودانه شد.